شناساييي يك رودخانه در كوير لوت


اقلیم پیچیده و شگفت انگیز چاله مرکزی لوت، به ویژه در مناطقی که برخی از محققان قبلا فاقد حیات اعلام کرده بودند، مورد مطالعه و بررسی مجدد کارشناسان کانون سبز فارس قرار گرفت و با مطالعه پدیده های منحصر بفرد این چاله، چشمه و رودخانه ای 6 کیلومتری و گونه های جانوری و گیاهی جدید در آن نمونه برداری و شناسایی شد.

بهمن ایزدی مدیر کانون سبز فارس در گفت‌وگو با مهر می گوید: با مطالعه دقیق حوزه های آبخیز داخلی لوت در این ناحیه، که قبلا تصور می شد که ورود و عبور از آن غیر ممکن است، چشمه و رودخانه ای 6 کیلومتری که مسیر حرکت آن به سمت پست ترین فروافتادگی چاله مرکزی است شناسایی شد که منشأ آبخیز زهکش داخلی لوت است که در خاتمه بخشی از باتلاق شمالی چاله مرکزی را تشکیل می دهد.

علت اصلي غرق شدن در درياي خزر.منبع:atth.blogfa.com

جریانهای شکافنده مهمترین علت غرق شدن در دریای خزر

شنا در دريا هرگز مشابه شنا در استخر نيست و علاوه بر دانستن فن شنا و داشتن مهارت زیاد، بايد ويژگيهای آب دريا را نيز شناخت. آب شور دریا در صورت برخورد با چشم، سوزش چشمی دردناکی ایجاد می‌کند و تمرکز شناگر را کاملاً از بین برده و او را در یافتن مسیر ساحل ناتوان می‌کند. در صورت ورود آب دریا به نای و ریه فرد، سرفه‌های شدیدی ایجاد می‌شود که عملاً شنا کردن را غیرممکن ساخته و شناگر کاملاً مستأصل می‌شود. ضربات امواج دریا، فرد را با خود به این سو و آن سو برده، تمام توان و انرژی وی را مستهلک می‌کنند. گل‌آلود بودن آبهای ساحلی دریای خزر موجب می‌شود که حتی با عینک شنا هم نتوان در زیر آب چیز زیادی مشاهده کرد و مثلاً ناحیه کم‌عمق را از عمیق تشخیص داده یا فرد در حال غرق شدن را در زیر آب یافت. فردی که در چنین شرایطی به دام افتد، بسیار دشوار بتواند خود را از مهلکه نجات دهد. ضمناً مطابق یک اصل، برای شنای افراد بالغ در آبهای دریایی با عمق بیش از یک و نیم متر، نه تنها آنها باید فنون شنا را به خوبی بدانند بلکه لازم است به توان فیزیکی و استقامات بدنی بالای خود نیز اطمینان داشته باشند. حتی با وجود مهارت بالا و توان بدنی فوق‌العاده، هنوز هم دریا جای امنی برای شنا نیست، چراکه:جریان‌هاي ساحلي از عمده دلایل مرگ شناگران حرفه‌ای می‌باشند.امواج دریا با حرکت به سمت ساحل همواره حجم زیادی از آب را به طرف خشکی منتقل می‌کنند. این حجم وسیع از آب می‌باید دوباره به داخل دریا برگردد و برای این منظور در نقاطی از ساحل، به صورت تقریباً غیر قابل پیش‌بینی، درون آب دریا آب‌راهه‌هایی به طرف دریا ایجاد می‌شود که در آن آب با سرعت زیادی بر خلاف جهت امواج (یعنی از سمت ساحل به سمت دریا) جریان می‌یابد. این جریانها کاملاً از امواج آب متفاوت بوده و به آنها جریانهای ساحلی، جریانهای شکافنده ( Rip Currents )، یا جریانهای مرگبار گفته می‌شود که در بسیاری نقاط جهان و بویژه در سواحل دریای خزر، تلفات جانی بسیاری را به بار می‌آورند.
جریان شکافنده از بالا شبیه یک بادبزن دستی است که دسته آن به سمت ساحل، و دهانه آن به سمت دریا می‌باشد. دسته این بادبزن بیشترین قدرت را دارد و صرف‌نظر از اینکه شناگر چقدر شنا بلد است یا چقدر توان جسمی دارد، عملاً برگشت وی به سمت ساحل را غیر ممکن ساخته، او را سریعاً با خود به داخل دریا می‌کشاند. برای درک بهتری از قدرت این جریان باید گفت که سرعت این جریان معمولاً از رکورد سرعت شنای المپیک نیز بالاتر است؛ بدین معنی که حتی بهترین قهرمان شنای المپیک نیز نمی‌تواند بر خلاف آن شنا کرده و به طرف ساحل برگردد. عرض جریان شکافنده بین 3 تا بیش از 60 متر، و طول آن به داخل دریا بسیار متفاوت است (گاهی فقط در ناحیۀ شکسته شدن امواج یا همان محلی که موج فرو ریخته و کف سفید رنگ تشکیل می‌دهد بوده، گاهی نیز تا ده‌ها متر به داخل دریا کشیده می‌شود.

تشخیص زمان تشکیل جریان شکافنده برای افراد عادی دشوار است. در بسیاری موارد دیده شده که افراد بسیاری در دریا مشغول شنا کردن بوده، همه چیز عادی و خوشآیند به نظر می‌رسد، اما در همین بین یک نفر در میان جریان شکافنده به سادگی و بی‌سروصدا غرق می‌شود. لذا جریان شکافنده الزاماً مختص دریاهای طوفانی و مناطق پرخطر نیست. مواقعی که دریا موّاج است، احتمال تشکیل جریان‌های شکافنده بسیار زیاد است. لذا در این شرایط نباید وارد آب دریا شد و بهترین کار این است که شنا را به زمانی دیگر موکول کرد و از زیبایی‌های ساحل لذت برد. توجه داشته باشید که جریانهای شکافنده در تمام دریاها، دریاچه‌ها و اقیانوس‌ها می‌توانند رخ دهند. برخي نشانه‌هاي قابل رؤيت جريان‌هاي شكافنده عبارتند از:
 - آب در محل جریان شکافنده آرام و بدون موج است.
 - رنگ آب در محل جریان شکافنده با بقیه نقاط تفاوت دارد (شکل‌های بالا).
 - خطي از آب كف آلود، خزه يا زباله در محل جریان شکافنده به سمت دريا حركت مي‌كنند.
 - امواجي كه به سمت ساحل مي‌آيند، در محل جریان شکافنده دچار شکست می‌شوند.
- در بسیاری از نقاط در سواحل گیلان و مازندران ساحل ماسه‌ای است. در ساحل ماسه‌ای علایمی شبیه اشکال هلالی وجود دارد. نوک هلال جایی است که جریان شکافنده تشکیل می شود.



  روش فرار از جریان شکافنده:چنانچه درون یک جریان شکافنده گرفتار شدید، نخست آرامش خود را حفظ کنید. دوم اینکه هرگز، هرگز و هرگز بر خلاف جریان شکافنده و به سمت ساحل شنا نکنید. این اقدام مرگبار منجر به خسته شدن کامل شناگر شده و شناگر از رمق افتاده به راحتی غرق خواهد شد. در عوض خود را بر روی آب نگاه دارید؛ اکنون دو گزینه پیش روی شماست:1-      اگر توان بدنی بالایی برای شنا دارید:الف- به صورت موازی با ساحل حرکت کرده و از مسیر جریان کاملاً خارج شوید و سپس به صورت مورب به سمت ساحل برگردید (شکل زیر را ببینید).
ب- یا اینکه برای خروج از جریان شکافنده، موازی با ساحل در عمق آب شنا کنید. در اعماق زیرین آب، جریان شکافنده قدرت کمتری دارد. لذا می‌توان به این طریق از مسیر جریان فرار کرده، آنگاه از آب عمیق به آرامی و به صورت مورب به سطح بازگشت و به صورت مورب به ساحل برگشت. دقت کنید که این روش نیازمند توانایی حبس نسبتاً طولانی تنفس می‌باشد.
 2-      اگر توان بدنی معمولی دارید:هم جهت با جریان به سمت دریا حرکت کنید. معمولاً جریان پس از طی چندین متر تا چند ده متر، قدرت خود را از دست می‌دهد. در اینجا می‌توانید با صورت موازی با ساحل از جریان فرار کرده و پس از طی چندین متر و دور شدن از جریان، ابتدا نفس بگیرید، سپس تقاضاي کمک كنيد و بعد به صورت مورب به سمت ساحل برگردید. لازم به ذکر است که معمولاً دريا در خارج ناحيه شكست امواج آرام‌تر است. ناحیه شکست امواج، ناحیه‌ای است که موج در آنجا فرو ریخته و به رنگ کف سفید دیده می‌شود، و این ناحیه براي شناكردن مناسب نيست. بنابراين شناگري كه بتواند خود را در در خارج ناحيه شكست امواج روي سطح آب نگاه دارد، از جريان شكافنده در امان خواهد بود (البته به طور كلي فاصله گرفتن زياد از ساحل براي بيشتر شناگران به هیچ وجه قابل توصيه نيست.

نامه ابراهام لينكلن به معلم پسرش


He will have to learn, I know,
that all men are not just,
all men are not true.
But teach him also that
for every scoundrel there is a hero;
that for every selfish Politician,
there is a dedicated leader...
Teach him for every enemy there is a
friend,

Steer him away from envy,
if you can,
teach him the secret of
quiet laughter.

Let him learn early that
the bullies are the easiest to lick... Teach him, if you can,
the wonder of books...
But also give him quiet time
to ponder the eternal mystery of birds in the sky,
bees in the sun,
and the flowers on a green hillside.

In the school teach him
it is far honourable to fail
than to cheat...
Teach him to have faith
in his own ideas,
even if everyone tells him
they are wrong...
Teach him to be gentle
with gentle people,
and tough with the tough.

Try to give my son
the strength not to follow the crowd
when everyone is getting on the band wagon...
Teach him to listen to all men...
but teach him also to filter
all he hears on a screen of truth,
and take only the good
that comes through.

Teach him if you can,
how to laugh when he is sad...
Teach him there is no shame in tears,
Teach him to scoff at cynics
and to beware of too much sweetness...
Teach him to sell his brawn
and brain to the highest bidders
but never to put a price-tag
on his heart and soul.

Teach him to close his ears
to a howling mob
and to stand and fight
if he thinks he's right.
Treat him gently,
but do not cuddle him,
because only the test
of fire makes fine steel.

Let him have the courage
to be impatient...
let him have the patience to be brave.
Teach him always
to have sublime faith in himself,
because then he will have
sublime faith in mankind.

This is a big order,
but see what you can do...
He is such a fine fellow,
my son!

اسامي منظومه شمسي.منبع:نوشته هاي سروش

شماره

نام فارسي سياره

نام عربي سياره

نام انگليسي سياره

1

تير

عطارد

Mercury

2

ناهيد

زهره

Venus

3

زمين

ارض

Earth

4

بهرام

مريخ

Mars

5

مشتري

برجيس

Jupiter

6

کيوان

زحل

Saturn

7

Uranus

8

Nepton

9

Pluto

 

 

يادآوري يک: دانشمندان اخيرا کشف کردند که «پلوتو» مشخصات يک سياره را ندارد و بنابراين آن را از فهرست سياره هاي منظومه خورشيدي خارج کردند.

يادآوري دو: ترتيب سياره ها بر اساس نزديک بودن به خورشيد مي باشد.

يادآوري سه: سه سيارة آخر در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم کشف شدند و بنابراين از نامهاي لاتين براي نامگذاري آنها استفاده شده است.

           

 

گفته ميشود که در گذشته سياره نسبتا بزرگي در مدار بين زهره و مشتري وجود داشت که بنا به دلايلي (مانند برخورد با يک شهاب سنگ غول پيکر) متلاشي شد و قطعات بزرگ و کوچکي از آن در همان مدار سياره اصلي به دور خورشيد ميچرخند. اين مدار را مدار خرده سياره اي يا کمربند سيارکها مي نامند

زبان فرانسه.منبع:lovely girl


1.      R  در فرانسه صداي ق  يا غ  مي دهد (در اين مورد مطمئن نيستم) ولي كلا  تلفظ غ آسون تره

2.      C+o,a,u  صداي ك {k}  مي دهد مانند: كَغ=car

3.      C+e,i , y صداي س {s}  مي دهد مانند:  سيگغ= cigare

4.       ç +a,o,u  صداي س{s}  مي دهد مانند: سَ= ça

5.       G+o,a,u صداي گ {g}  مي دهد مانند: گَمين =gamine

6.      G+e,i,y صداي  ژ ميدهد مانند:ژل=gel

7.       Ph صداي ف {f}  مي د هد مانند: photo

8.       Ch صداي ش  مي دهد مانند: شُد =chaude

9.       اگه قبل chحرف t بيايد صداي چ مي ده مانند: چاد=tchad

10.   Oi  مانند moi  مثل تلفظ مادر در زبان برره اي است  موآ=moi  ,توآ=toi ,بوآ=boi ,سوآ=soi

11.   Tion,ssion سي يُ مانند: ا كسپُزي سي يُ=exposition

12.   Th صدايt  مي دهد

13.   Qu,que,q صداي ك مي ده (ابته q  اگه در آخر جمله بياد )و(que  جزو حروف كلمه باشه نه به تنهايي مانند كل= quel)

14.   Er,ez  در آخر كلمه صداي (eh)  مي ده  همون كسره خودمون  كسره بلد نبودم بنويسم معذرت اگه در انتهاي فعل باشه اغلب صداي eh  مي ده مانند: پَغله=parler , شه=chez

15.   é, è, ê,  صداي (eh) مي ده مانند :اتخ= être

16.   اگه بعد از e دو حرف بي صدا بياد به شرط آنكه حرف بي صداي اولي n,m نباشد e (eh) تلفظ ميشه مانند: مغسي = merci

17.   اگه  بعد از ai  حرف بي صدا به غير از n, m  بياد (eh)  تلفظ ميشه  مانند: ال =ail

18.   Eu در فرانسه صداي –ُ كوتاه مانند بِلُ =bleu  يا –ُ بلند مانند پُغ=peur مي دهد

19.   حرف بي صدا +on,om –ُ  تو دماغي تلفظ  ميشه مانند : مُگُل=mongol

20.   On,om در آخر كلمه نيز –ُ  تودماغي تلفظ مي شه مانند بُ=bon

21.   O,aux.au.eau,^o-ُ  تلفظ مي شه مانند مُ =mot

22.   Ou با اكسانت (^و ¨) وou  بدون اكسا (علامت هايي كه در بالاي حروف مي آيد ) او تلفظ مي شه مثل تلفظ ضمير سوم شخص  مفرد مانند:بوش=bouche

23.   U در فرانسه مانند او تلفظ مي شه ولي غليظ تر ولب ها غنچه تر مانند :موغ=mur

24.   هر گاه بعد از im.in,un,um  حرف بي صدا بيايد –َ  تو دماغي تلفظ مي شود اين نكته رو استادمون گفته بودن ولي من وقتي دقت كردم ديدم اگه  بعد از im  حرف  m  بياد ايم تلفظ ميشه  مانند :ايمُبل=immeuble راستي مثال براي قبلي يادم رفت مانند :اَ پِغ=imper

25.   هرگاه im,in,un,um در آخر كلمه اومد –َ تو دماغي تلفظ ميشه مانند :مَتَ:matin

26.   هرگاه am,an,en,em+حرف بي صدا يا آخر كلمه بياد آ تو دماغي  تلفظ ميشه مانند :‌ آ كُغ=‌encore وبا=ban

27.   هرگاه s, x بين دو حرف صدا دار قرار بگيرن صداي ز مي دن

28.   Ei صداي –ِ مي ده  مانند پِن=peine

29.   تو يه كتاب فرانسوي ديدم نوشته بود h=silent تا حالا كه من فرانسه خوندم h وقتي در اول جمله مياد تلفظ نميشه در جا هاي ديگه كلمه رو نمي دونم